میگه:
آدم زن کسی نمیشه که خیلی دوسش داره.
میگه:
مشاور دانشگاهمون میگفت با کسی ازدواج کن که عاشقش نباشی.
میگه:
بعد از ازدواج برای مردا خیلی چیزا عادی میشه،خیلی.
.
.
.
راست میگه.نه؟
این اسمش دروغ نیست...
گاهی وقتها آدم حقایقی رو اختراع میکنه تا طرفش که احساس لطف و همدردی داره،زندگی زهرمارش نشه.
روابط/ایرج کریمی
شاید حق با آقای ماهری باشه،من به سحر و اردشیر حسودیم میشه....؟!
پ.ن:
دلم برات تنگ شده بود.
قد همهی روزهای یک سال ندیدنت.
نمی شود به خورشید گفت بیشتر بدرخش.
یا به باران،کمتر ببار.
برای یک مرد،گیشا نصف یک همسر است.
ما همسران شباهنگامیم!
خاطرات یک گیشا/نوشته:آرتور گلدن/1997
_تو واقعاً کی هستی؟
+هرچی که تو فکر کنی.
تو خواستی،منم اومدم.
_چی؟
+ببین داستان ساده است
اگه آدم یه چیزی رو از ته ته قلبش بخواد اون اتفاق واقعاً براش پیش میاد.
تو خواستی که یه دختر داشته باشی.
نه اینکه خودت اینو خواسته باشیها.
خواستی یکی تو زندگیت یه تغییری ایجاد کنه.
نه صبر کن بذار یه جور دیگه بگم.
ببین من از صمیم قلب،خواستم که تو پدرم باشی.
که با تو زندگی کنم.
خب چون جفتمون از صمیم قلب خواستیم،شد دیگه.
حالا اگه یه روزی تو نخوای یا من نخوام خب پیش هم نیستیم دیگه.
سوپر استار/تهمینه میلانی
یاد دوران پیشدانشگاهیم افتادم.
روزهایی که مریض بودم.
روزهای درمانگاه و سرم و آرامبخش و نوار قلب.
یاد همه اون دلواپسیها و ترسها و نگرانیهات.
یاد اشک تو چشمات از سر بیقراری.
بعد دلم برات تنگ شد.
شده یکی کنارت باشه و دلت براش تنگ بشه؟
دلم خواست بغلت کنم.
سوای همه این بغل گرفتنهای همیشگی.
.
.
.
.
.
میشه هیچوقت عوض نشی؟!
