تبليغاتX
نیمه پنهان
می خواهم مرا ببینی،نه آنگونه که می خواهی باشم،آنچنان که هستم
88/08/15

میگه:

آدم زن کسی نمیشه که خیلی دوسش داره.

میگه:

مشاور دانشگاهمون میگفت با کسی ازدواج کن که عاشقش نباشی.

میگه:

بعد از ازدواج برای مردا خیلی چیزا عادی میشه،خیلی.

.

.

.

راست میگه.نه؟




 نوشته شده در ساعت 18:17     | 

88/08/12

 

 

این اسمش دروغ نیست...


گاهی وقت‏ها آدم حقایقی رو اختراع میکنه تا طرفش که احساس لطف و همدردی داره،زندگی زهرمارش نشه.

 

 





 

 

روابط/ایرج کریمی


 نوشته شده در ساعت 12:47     | 

88/08/11




شاید حق با آقای ماهری باشه،من به سحر و اردشیر حسودیم میشه....؟!

 

 




 

پ.ن:

دلم برات تنگ شده بود.

قد همه‏ی روزهای یک سال ندیدنت.


 نوشته شده در ساعت 22:54     | 

88/08/07

 

 

نمی شود به خورشید گفت بیشتر بدرخش.
یا به باران،کمتر ببار
.

 

 

برای یک مرد،گیشا نصف یک همسر است.

 


ما همسران شباهنگامیم!

 

 




 

خاطرات یک گیشا/نوشته:آرتور گلدن/1997

 


 نوشته شده در ساعت 9:58     | 

88/08/05




خب آدمیزاد ِ دیگه...


گاهی دلش میخواد یکی مدام نگرانش بشه.





 نوشته شده در ساعت 18:11     | 

88/07/28


_تو واقعاً کی هستی؟


+هرچی که تو فکر کنی.

تو خواستی،منم اومدم.


_چی؟


+ببین داستان ساده است

اگه آدم یه چیزی رو از ته ته قلبش بخواد اون اتفاق واقعاً براش پیش میاد.

 

تو خواستی که یه دختر داشته باشی.

نه اینکه خودت اینو خواسته باشی‏ها.

خواستی یکی تو زندگیت یه تغییری ایجاد کنه.

 

نه صبر کن بذار یه جور دیگه بگم.

 

ببین من از صمیم قلب،خواستم که تو پدرم باشی.

که با تو زندگی کنم.

 

خب چون جفتمون از صمیم قلب خواستیم،شد دیگه.

حالا اگه یه روزی تو نخوای یا من نخوام خب پیش هم نیستیم دیگه.

 

 

سوپر استار/تهمینه میلانی

 


 نوشته شده در ساعت 19:15     | 

88/07/24

 

یاد دوران پیش‏دانشگاهیم افتادم.

روزهایی که مریض بودم.

روزهای درمانگاه و سرم و آرامبخش و نوار قلب.

یاد همه اون دلواپسیها و ترسها و نگرانی‏هات.

یاد اشک تو چشمات از سر بیقراری.



بعد دلم برات تنگ شد.

شده یکی کنارت باشه و دلت براش تنگ بشه؟

دلم خواست بغلت کنم.

سوای همه این بغل گرفتنهای همیشگی.


.

.

.

.

.


میشه هیچوقت عوض نشی؟!



 نوشته شده در ساعت 21:59     |